مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
881
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
خواهند كشت / كه گوشت ايشان با تباهكارى و فساد آميخته است . / امروز مردم شام مىدانند كه ايشاناند / خداوندان آن كار كه ننگ و عار در آن است [ 1 ] . چون عمار كشته شد ، مردم هوشيار و آگاه شدند و نزديك بود كه با معاويه اختلاف پيدا كنند . معاويه گفت : « على او را كشت چرا كه وى را در معرض كشتن قرار داد . » سپس على بيرون آمد و گفت : « چرا مردم ميان من و تو كشته شوند ؟ من تو را در پيشگاه خداوند به داورى مىطلبم ، هر كدام از ما كه طرف خويش را كشت كار در دست او باشد . » عمرو عاص گفت : « به خدا سوگند اى معاويه كه وى به انصاف در حق تو سخن گفت . » معاويه گفت : « به خدا سوگند كه هر كس با وى درآويخته كشته شده . » بعضى گويند كه معاويه به عمرو گفت : « تو به ميدان او برو ! » سپس عمرو زره خويش را - كه دو گشودگى از پس و پيش داشت - به تن كرد و به ميدان على رفت . چون على بر او حمله برد ، و نزديك بود كه ضربت بر او فرود آورد ، عمرو پايش را بلند كرد و عورت او نمايان شد . على روى خويش را برگرداند و او را رها كرد و بازگشت . گويند يك روز على با سپاهى بيرون آمد . در پيشاپيش اين سپاه اشتر نخعى بود . با ايشان آهنگ جنگ كردند چندان كه از اهل شام هيچ صفى باقى نماند كه در هم نشكند . گروه بسيارى از ايشان را كشتند و خورشيد گرفت . على بر اين فتح و گشايش ناظر بود و اشراف داشت . عمرو به معاويه گفت : « من سخنى مىدانم كه اگر بر زبان آورى كار به كام تو خواهد شد . آيا مصر را طعمهء من مىكنى اگر بگويم ؟ » گفت : « آرى ، دادم . » گفت : « بديشان فرمان بده تا قرآنها را پراكنده سازند . » چنين كردند و ابن . . . [ 2 ] آواز داد كه « اى مردم عراق ! ميان ما و شما كتاب خداوند ، شما را بدان فرا مىخوانيم . » ياران على گفتند : « معاويه با تو به انصاف سخن مىگويد . » على گفت : « واى بر شما ! اين نيرنگ و فريب است . ما با ايشان پيكار كرديم تا به كتاب خداوند و حكم آن ايمان بياورند . » ايشان گفتند : « ما ناگزيريم كه مهربانى كنيم و كتاب خداوند را بپذيريم . »
--> [ 1 ] شعر از حجاج بن غزيهء انصارى است . براى تمام آن رجوع شود به مروج ، ج 2 ، ص 292 . [ 2 ] متن افتادگى دارد ولى نصر بن مزاحم گويد : « طفيل بن ادهم در برابر على و ابو شريح جذامى در برابر ميمنه و ورقاء بن معمر در برابر ميسره ايستادند و آواز دادند كه : اى گروه عرب ! اينك اين كتاب خدا ميان ما و شما . » رك : وقعة صفين ، ص 547 ، ولى مسعودى و مورخان ديگر نام اين افراد را ياد نكردهاند . رك : مروج ، ج 2 ، ص 400 .